حسين قرچانلو
397
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
جامعى دارند كه دو فرقهء مذكور هريك جداگانه در آن نماز مىخوانند يا هرگاه يك فرقه نماز خواند ، پس از آن ، فرقه ديگر اذان و اقامهء نماز مىخواند . مالكيهاى شهر بدخلق و بداخلاقند و به اندازهء برخوردارى از رفاه و زندگى خوب به نادانى و سبكسرى دچارند . از سوس تا سجلماسه دوازده مرحله راه است . « 1 » صاحب حدود العالم در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى در وصف سوس اقصى مىنويسد : « شهرى است بر لب درياى اقيانوس مغربى [ اقيانوس اطلس ] ، آخرين شهرى از آبادانى عالم اندر مغرب و اين شهرى عظيم است و ايشان را زر است ، بىاندازه و مردمانىاند از طبع مردمى دور تر و آنجا غريب كمتر افتد و بيشتر از ناحيت بربريان پلنگ خيزد كى بربريان شكار ايشان كنند و پوست ايشان به شهرهاى مسلمانان آرند » . « 2 » مقدسى در نيمهء دوم قرن چهارم هجرى اشاره مىكند كه سوس دور ، قصبهاش « طريانه » است . از شهرهايش اغمات ، ويلا ، وريكه ، تندلى ، ماسّه و جز آنهاست . « 3 » به نظر مىرسد ، دو شهرى كه مقدسى بعد از اغمات ذكر كرده بايد صفت دو قسمت شهر اغمات يعنى اغمات ويلا ( يا اغمات ايلان ) و اغمات وريكه باشد . احتمالا اين اشتباه بر اثر استنساخهاى مكرر كتاب در طى قرون متمادى پيش آمده است . ولى مقدسى دربارهء خود سوس الاقصى مطلب روشنى ننوشته است . بكرى در قرن پنجم هجرى ، مركز بلاد سوس اقصى را شهر إيجلى مىداند . او مىنويسد : اين شهر مركز ناحيهء سوس و شهر آن است . شهر بر كنار رود بزرگ و پرآبى واقع است و اطرافش درخت فراوان است و نيشكر از آنجا به تمام شهرهاى مغرب صادر مىشود و بر كنار اين رود بازارهاى بسيارى است كه تا ساحل درياى محيط امتداد دارد . گفته شده آن كسى كه اين رود را تا شهر سوس امتداد داد ، عبد الرحمن بن مروان برادر محمد الجعدى بود و او همان كسى است كه وادى سوس را تا وادى ماسّه كه دو روز راه با هم فاصله دارند آباد كرد ؛ در اين فاصله بر كنار اين رود آباديهاى بسيارى است . اين رود به درياى محيط ( اقيانوس اطلس ) مىريزد و ماسّه ( ماست ) جايى است كه در آنجا مسير
--> ( 1 ) . صورة الارض ؛ جزء 1 ، ص 90 . ( 2 ) . حدود العالم ؛ ص 180 - 181 . ( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 315 .